تبلیغات
شـبـهای روشـن - روزه ی سکــوت
روزه ی سکــوت


می شنوی؟

برایت آشنا نیست؟

صـدای مـن اسـت!

صدای گــریـه های مــن اسـت!

در آن ســالـهای انتظـار

در آن روزهای بـی کــسـی

مـی دانم عـزیــز،

تـو فقـط چــند روز دیــر آمــدی

آن روزهــا روزهای قــدر بود

مــن روزه بــودم، روزه ی ســکوت!

و خداوند تــقــدیــرم را رقم زد!

بر تــقدیــر من اشــک نریــز

اشــک بر تقــدیر مــن ریـــختن گنــاه اســت

هــمان طــور کــه عـــشق تــو گــناه اســت

نفــریــن بر عشــق گناهــت

نفریــن بر عشــق حرامـــت

می دانم! می دانم باور نداری نفــرین مــرا

بــرو! رویای عــشقت سهــم من نبــود

نفریــنم هم بر تـو دعاســـت!

نفریــن تو هم بر مــن دعاســت؟

نفــرین کن عزیــز

مــرده را از نفریــن کردن هراس نیــست

 

یلدا سپـهــری


پ.ن. نبـودی آن گاه که زمانه مرا به زانـو درآورد، ندیـدی چگونه بهـار عشقت خزان گشت! نبودی! ندیـدی که قلب عاشقم بی صــدا مـرد


دلنوشته ای از خودم



[ جمعه 18 اردیبهشت 1394 ] [ 06:41 ب.ظ ] [ یلدا ] [ کامنت () ]
آخرین مطالب