تبلیغات
شـبـهای روشـن - دیـر آمـدی
دیـر آمـدی

 

دیـر آمـدی عزیــز! 

دیـر آمـدی نفــس!

مـن دیگر آن عشــق رویایـی نیسـتم

سالهاسـت که عشقـم را با دستـان خویـش زنده به گــور کرده ام

با من بیـا، بیا اندکـی ره بســپاریم

در کوچـه پس کوچـه های خاطـرات

لحـظه ای بامـن بیـا

میدانم بارانیــست

میدانم دلگیــر است

فقط لحــظه ای بیـا!

چـترم برای تــو

من سالهـاست که خـیس بارانم

تنها مونـس روزگـارانم باران است

نوازشـگر گونه هایـم باران بود،

در روزهایی که دستـهای خیال تو نوازشـگر خوبی نبود

خسـته ام،خســته!

نه گونـه هایم نـوازش میخواهد، نه لبهایم بوســه!

آرامـش میخواهم

آغوشــی امن میخـواهم و خوابی ابــدی

"آغـوشـی امن چـون آغــوش خــدا"


یلدا سپهــری




پ.ن.شبهای یلدای نبودنت پرده کشیـد بر خاطـرات شیرین عشــق، کنون حضـورت فقط ره آورد غــم است.

 

دوباره رستاخیـز عشــق را در قلب یـخ زده ام بر پا نکن. بگذار دیدارمان به قیامــت باشـد.



دلنوشته ای از خودم




[ دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 ] [ 02:05 ق.ظ ] [ یلدا ] [ کامنت () ]
آخرین مطالب