تبلیغات
شـبـهای روشـن - شهر شب
شهر شب


شهر شب شاهدش تنها خداست

هر که بارش بر زمین افتاده است

یا که غصه یاد او آزرده است

مرهم و درمان دردش یاد او...

یاد خداست

چون که او مهربا ن و صاحب و

تنها خداست

من دلم را برده بود تلخی و سرمای شب

حال دلم آسوده است

که صاحب کابوس و رویاها خداست

شاهد خوبی خداست

او که نور است و حضور است و بزرگ است

او خداست

او که دور است وقت معصیت ها

یا که حاضر وقت خوبیها

یا که ناظر بر شام تار غصه ها

او خداست

او که عشق را معنی می کند

او خداست

من دلم را برده بود صاحب یک عشق ناب

حامیم یاورم تنها کسم تنها خداست

تا رود از یاد من

صاحب یک عشق ناب

تنها خداست

شانه های خسته ام....

بارهای زندگی....

یار من یاور من تنها خداست.

[ شنبه 23 اسفند 1393 ] [ 12:00 ق.ظ ] [ یلدا ] [ کامنت () ]
آخرین مطالب